درباره وبلاگ
سلام
در میان انگیزه / انگیخته های متفاوت و گاه به ظاهر متناقضی که شکل گیری یک وب نوشت را رقم می زند ، از دغدغه / نیازهای شخصی گرفته تا تثبیت / تضعیف یک موقعیت یا منزلت اجتماعی ، از چرا / چگونگی فلسفی تا کنش / واکنشهای اجتماعی و یا گریز / ناگریزهای سیاسی و . . . ، می توان در همه آنها یک مخرج مشترک را به وضوح به تماشا نشست و آن میل پیشینی / پسینی انسان به جاودانگی و مانایی است .
بی گمان شناخت و فهم صحیح از زیسته فرد بعنوان رکن اصلی در بازتولید ، تداوم و ثبات این میل بسیار راهگشاست . به نظر می رسد با کمی تساهل می توان همه کارکردها و نقشهای متفاوت فردی / اجتماعی را حول دو محور " بازیگری " و " تماشاگری " بازخوانی کرد . به بیان بهتر موضع ما نسبت به پدیده های پیرامونی ، پذیرش نقش و یا نظارت / قضاوت بر آن و یا تلفیق توامان آنهاست و اگر اندکی تامل کنیم ، گونه سوم ( تلفیقی ) بخش غالب زندگی ما را شکل می دهد .
اما مساله اساسی اینجاست که پذیرش نقش ( بازیگری ) مربوط به حوزه اجتماع است که قواعد و الزامات خاص خود را می طلبد و نظارت / قضاوت بر نقشها ( تماشاگری ) امری متعالی است که متعلق به ساحتی دیگر است . ساحتی که " شناخت " صحیح هستی لازمه ورود به آن است ، شناختی که ریشه در عرفان (نظری/عملی) دارد و جمع این دو متناقض است !!!
" دریچه های روبرو " به واقع هروله ای است میان این دو امر پارادوکس .
" دریچه های روبرو " اگر چه از منظری اجتماعی به پدیده ها می نگرد اما در ضمیر خویش ، بینش اگزیستانسیال را نیز همچون جهت یابی درونی در خود تقویت می کند و این ،همه هدف ماست ؛کشاکشی شیرین و وسوسه انگیز !
می کشدم گه به راست ، می کشدم گه به چپ / رو که کشاکش خوش است ، تو چه کشیدی ، بگو ! 1
به یمن وجود یک مخرج مشترک میان "دریچه های روبرو " با همه وب نوشتها ، بسیار مسرت بخش خواهد بود که در این تلاش خالصانه برای " فهم چرایی و نیز مسئولیت چگونه بودن " و ثبت آنها به مثابه یادگاری بر دیوار زندگی ، همراهمان باشید .
پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند / دیوار زندگی را زین گونه یادگاران
وین نغمه محبت ، بعد از من و تو ماند / تا در زمانه باقی ست آواز باد و باران 2
رزیتا سعیدی فر – رضا روحی ششم شهریور نود
. . . . . . . . . . . . . . . . . .
پی نوشت
1. مولوی ، دیوان شمس ، غزل 2245
2. دکتر شفیعی کدکنی ، مثل درخت در شب باران ، ص 68